روحت شاد داش سیا که ميگفتی: «وطن خوبه، وقتی که توش نباشي» و من نمیفهميدم. دلم برای مردم مونتريال(همونا که کوننشور صداشون ميکردم) تنگ شده. دلم برای لبخندهای ساختگی و اتیکتهای آبکیشون تنگشده. دوس دارم وقتی میرم گوجهفرنگی بخرم خودم هرکدومو که میخوام انتخاب کنم نه اینکه فروشنده بیاد کیسهرو از دستم بکشه و با بداخلاقی بگه: «سوایی نیست» و من نفهمم منظورش چیه تا خواهرم حالیم کنه! دوس دارم سگ خواهرمو بدون ترس و لرز از اینکه بکشنش ببرم هواخوری. دوس دارم همه با هر کاری که میکنم مخالفت نکنن. دوس دارم سال تحویل بهشت زهرا باشم نه شمال. دوس دارم پرستار بیمارستان سر ملاقاتیهام داد نکشه. دوس دارم سیدخانوم بتونه واسه دخترش لباس عید بخره، یدالله عملشو کنار بذاره، خانداداش کبدش خوب بشه، این پسره راننده آژانس که عشق استرالیا رفتن داره آخرش بره. دوس دارم بتونم بدون فیلترشکن بیام به وبلاگت.
دوس ندارم يلدا شب سال نو گريه کنه، دوس ندارم مادر مدام به زمين و زمان فحش بده، دوس ندارم همه به هم شک داشتهباشن، دوس ندارم همش سوتی بدم و يادم بره اينو نبايد به فلانی ميگفتم، دوس ندارم آرايش کنم و به خودم زلم زیمبو آویزون کنم، دوس ندارم لباس شيک بپوشم، دوس ندارم به اونايی که ازشون بدم مياد بگم دوسشون دارم، دوس ندارم به اونايی که دوسشون دارم نگم که دوسشون دارم، دوس دارم بتونم راحت بگم دوس دارم یا دوس ندارم...
ای نور به قبرت بباره داش سیا! چی فکر میکردیم و چی شد! دوس دارم بهت بگم بيستويکم اسفند به يادت بودم داداشم. دوس دارم این غمنامه رو همینجا تمومش کنم!
بایرامز مبارک داش سیای cو۴ساله و اهل وعیال ![]()
سال نو مبارک دوستان ![]()